اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد...
آخر انار شاهزاده ی باغ بود
تاج انار کجا و شهریور کجا !
انار اما فهمیده بود
میخواست بگوید او هم عاشق شهریور است ،
اما هر بار تا می رسید فرصت شهریور تمام میشد...
نه شهریور به انار می رسید
و نه انار می توانست شهریور را ببیند ؛
دانه های دلش خون شد و ترک برداشت
سالهاست انار سرخ است ،
سرخ از داغی و تندی عشق...
و
قرن هاست شهریور بوی پائیز می دهد !
آموختم که خدا عشق است و عشق تنها خداس
آموختم که وقتی ناامید میشوم، خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظار میکشد تا دوباره به رحمتش امیدوار شوم
آموختم اگر تاکنون به آنچه خواستم نرسیدم خدا برایم بهترینش را در نظر گرفته
آموختم
که زندگی
سخت است
ولی
من
از
آن
سخت ترم
عشق فقط خداست
برچسب: نویسنده: مهسا شجاعی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 4:14