خرید بک لینک
وارث رضا/ عزت الملوک کاووسی با شناختی که از حلبی آبادها و زاغه نشین های تهران در نزدیکی میدان شوش، تهرانپارس و دروازه غار پیدا کرده بود، کارش را آغاز کرد. به اهالی آنجا به خصوص محرومان کورهپزخانهها و کارگرها سر میزد و برایشان آذوقه میبرد. افزودن بر آن با فرا رسیدن سرمای پاییزی و زمستانی زغال و دیگر مواد سوختنی به آن ها می رساند تا وسایل گرمایشی آن ها را فراهم کرده باشد.» در خصوص

برچسب: پزشکی,برای,زاغه,نشین,تهران,آذوقه,میبرد, نویسنده: مهسا شجاعی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 4:14

شهریور عاشق انار بود ،

اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد...

آخر انار شاهزاده ی باغ بود

تاج انار کجا و شهریور کجا !

انار اما فهمیده بود

میخواست بگوید او هم عاشق شهریور است ،

اما هر بار تا می رسید فرصت شهریور تمام میشد...

نه شهریور به انار می رسید

و نه انار می توانست شهریور را ببیند ؛

دانه های دلش خون شد و ترک برداشت

سالهاست انار سرخ است ،

سرخ از داغی و تندی عشق...

و

قرن هاست شهریور بوی پائیز می دهد !

برچسب: شهریور,عاشق,انار, نویسنده: مهسا شجاعی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 4:14

هرگاه از خوشبختی کسانیکه دوستمان ندارند هم خوشحال شدیم هرگاه برای تحقیر نشدن دیگران از حق خود گذشتیم هرگاه شادی را به کسانی که آن را از ما گرفته اند هدیه دادیم هرگاه خوبی ما به علت نشان دادن بدی دیگران نبود هرگاه کمتر رنجیدیم و بیشتر بخشیدیم هرگاه به بهانه ی عشق از دوست داشتن دیگران غافل نشدیم هرگاه اولین اندیشه ما برای رویارویی با دشمن انتقام نبود هرگاه دانستیم عزیز خدا نخواهیم شد

برچسب: بزرگی,هستیم؟, نویسنده: مهسا شجاعی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 4:14

پرﻓﺴﻮﺭ ﺣﺴﺎﺑﯽ می گفت: ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩی ﺗﺤﺼﻴﻼﺗﻢ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ، ﺩﺭ ﻳک ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻭهی ﺑﺎ يک دﺧﺘﺮ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎیی ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﻭ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ ﻓﻴﻠﻴﭗ، ﻛﻪ نمیشناختمش ﻫﻤﮕﺮﻭﻩ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ: ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺭﻭ میشناسی؟ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﮔﻔﺖ: ﺁﺭﻩ، ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮی ﻛﻪ ﻣﻮﻫﺎی ﺑﻠﻮﻧﺪ ﻗﺸﻨگی ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺭﺩﻳﻒ ﺟﻠﻮ میشینه گفتم: ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﻛﻴﻮ میگی ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ ﻛﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﭘﻴﺮﺍﻫﻦ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻴکی ﺗﻨﺶ میکنه ﮔﻔﺘﻢ: بازم نفهميدم ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ ﻛﻴﻪ؟ ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻮﻥ

برچسب: زندگی,واقعی, نویسنده: مهسا شجاعی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 4:14

آموختم که خدا عشق است و عشق تنها خداس

آموختم که وقتی ناامید میشوم، خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظار میکشد تا دوباره به رحمتش امیدوار شوم

آموختم اگر تاکنون به آنچه خواستم نرسیدم خدا برایم بهترینش را در نظر گرفته

آموختم

که زندگی

سخت است

ولی

من

از

آن

سخت ترم

عشق فقط خداست

برچسب: نویسنده: مهسا شجاعی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 4:14

صفحه بندی